
پيش از غروب نيم نگاهي به من بكن ….
وقتي جنجال ِ رسيدن به تو بي فايده مي ماند
تنها راه ِ فرار انگار غروب است و بــــــــس
پس بگذار من غروب كنم.
*
بانوي غم
جايي براي كليك


پيش از غروب نيم نگاهي به من بكن ….
وقتي جنجال ِ رسيدن به تو بي فايده مي ماند
تنها راه ِ فرار انگار غروب است و بــــــــس
پس بگذار من غروب كنم.
*
بانوي غم
جايي براي كليك

به صراحت بوي تلخ قهوه را حس مي كنم
لاي استخوان هاي نيم تركم
كنار همان زخم قديمي
درد بهانه است
براي با تو بودن
*
جايي براي كليك
11.10.88
كافه 78 شما را به صرف خوردن عكس و نوشيدن كتاب ، به همراه دسر مدادرنگي دعوت مي كند .
كافه 78 باز است ، هر جا دوست داريد بنشينيد، اما من كنار پنجره را به شما پيشنهاد مي كنم.
پ. ن : تمرين عكاسي تبليغاتي
جايي براي كليك .

به حكم قانون رويا ها
به اندازه ي هفت آسمان
همانند لطافت زمستان ِ بهاري ….
فرياد كن حرف هايت را
به زيبايي يك گل
*
جايي براي كليك .
88.10.26

چرا؟
وتنها چرا بايد بدين ره رويم كه دروغ گو بخوانند مقدساتمان را؟
شهرك آپادانا – 88

زندگي نگاه شيطنت آميز كودكي است كه در پستوي اين خانه به جست و جوي ” او ” مي گردد
و
عاقبت نمي يابد.
*
كافه 78 -تابستان 88
دفتر عشق كه بسته شد … من نيز تمام شدم
قطره قطره ….
چون شمع
به انتهاي حضور رسيده ام
و شعله ام تپ تپي مي كند و
.
.
.
خاموش مي شود
و ” تو ” هنوز نيامدي
*
بانوي غم
براي ديدن همين عكس در سايت عكاسي اينجا را كليك كنيد .

وقتي همه با چشمان ِ ذغالي به تو نگاه مي كنند…
وقتي يكي از اين ذغال ها زبانه مي كشد…
لبخند بزن!
اما گاهي نمك ِ ذغالين چشمانش تو را مجذوب مي كند….
آنگاه عاشق شو !
*
بانوي غم
مكان عكاسي : سرماي سوزان تنگه ي واشي

نمي دونم چرا حس كردم دلم براي لولو خورخوره ي دوست داشتنيم تنگ شده!
از ميان سي دي هام در پي عكسش ديوانه وار خودم و به در و ديوار مي كوبيدم (:دي)!!!!
بلاخره پيداش كردم ! دختركي دوربين به دست و مهربون
و نديدنش حسِ دلتنگي اي نوستالوژيك بهم مي ده!
لولو خورخوره جونم ، تو بهترين لولو خورخوره ي دنيايييييييييي
دو نقطه ايكس
*
بانوي غم
مكان : ضلع جنوب ِ غربي پارك ِلاله