پرواز و ضربه هاي پي در پي اش
نوازش مي كند روحم را
و فرياد مي زنم نا اميدي را
*
89.02.17
~ توسط BānØØЎê ĢĦām در اکتبر 8, 2010.
نوشته شده در توقفي ناگهاني ميان عقربه ها
ای آبادان پر بلا! گلهای پرپرت کو؟ یاران رهبرت کو؟ http://abadanman.persianblog.ir/ http://abadanman.webphoto.ir/
مرد آبادانی گفت در اکتبر 10, 2010 در 6:58 ق.ظ. | پاسخ
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
مرا در مورد نوشتههای تازه به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
ای آبادان پر بلا!
گلهای پرپرت کو؟
یاران رهبرت کو؟
http://abadanman.persianblog.ir/
http://abadanman.webphoto.ir/