
گلويم را پر از هوا مي كنم
انگار مي خواهم فرياد بزنم
هواي تازه را به ريه هايم مي رسانم
گويي نفسي عميق مي كشم
گونه هايم پر بادند
بادبادكي را باد مي كنم شايد
….
و دود را بيرون مي فرستم
سيگارم را پك مي زنم
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.
~ توسط BānØØЎê ĢĦām در دسامبر 10, 2010.
نوشته شده در توقفي ناگهاني ميان عقربه ها
شعرت تصویرش رو میرسونه
ممنون
من
معمولا سیگار نمی کشم
فکر می کنم آدمهای سیگاری
نمی فهمند
که اندوه،
بی سیگار
چه زجرآورتر است.