كودكي فراموش شده
به كودكي هامان پشت مي كنيم
از دو رنگي آدم بزرگ ها مي ناليم
و فراموش مي كنيم روزي مي توان به چند رنگي رنگين كمان خنديد
از صداي شكستن ها ايستاده تر مي شويم
و فراموش مي كنيم تيله هايمان كه از پله ها و شكستنشان ساعت ها اشك مي شود مامن و آغوش مادر
*
دلم براي كودكي هايم ـتــــــــــــ ـــــــنــــــــــــ ــــــــــــگـــــــــــــ شده
بانوي غم
جايي براي كليك
پارك پرديسان / 90.04.17

